قبیل معنی انگلیسی nature sort واژههای انگلیسی با این معنی studding مصالح ساختماني از قبيل تير وغيره، توفال کوبي، ارتفاع اتاق. controlled environment محيطي که در آن کميتهايي از قبيل دما فشار، ترکيباتمسفري تابشهاي يونيزه کننده و ميزان، رطوبت در مقادير مناسب براي موجودات زنده dilly وسائط نقليه مختلف از قبيل ارابه و کاميون و، غيره . such as همچون، از قبيل، انهايي که critical Raynold's number عددي رينولدي که در آن تغييرات قابل توجهي، از قبيل تبديل جريان آشفته يا کاهش، ناگهاني پسا صورت ميگيرد suchlike اينگونه، از اين گونه، اين قبيل و مانند آن such چنين، يک چنين، اين گونه varieties تنوع، گوناگوني، اختلاف variety تنوع، گوناگوني، اختلاف cabbala قبالا، تفسير رمزي توريه، رازياعلم نهاني cabbalah قبالا، تفسير رمزي توريه، رازياعلم نهاني end-body = complement، مکمل، ماده اي که بطور عادي در پلاسما وجود داشته ودر