قضیه معنی انگلیسی affair concern issue matter premise story واژههای انگلیسی با این معنی premise قضيه، عمارات و ساختمانهاي نامبرده، مقدمات theorem قضيه، برهان، مسئله lemma قضيه، موضوع، شعار bayes'theorem قضيه بيس euler theorem قضيه اولر، در صورتي که تابع توليد همگن، درجه يک باشد بر اساس قضيه اولر expansion theorem قضيه بسطي principal clause قضيه اصلي pythagorean proposition قضيه عروس euler's theorem قضيه اويلر orthogonality theorem قضيه تعامد variation theorem قضيه تغيير poniard asinorum قضيه حماريه، قضيه خر فهم asses bridge قضيه حماريه bernoulli theorem قضيه برنولي virial theorem قضيه ويريال duality theorem قضيه دوگانگي rearrangement theorem قضيه نوآرايي slutsky theorem قضيه اسلاتسکي، براساس اين قضيه با کاهش، قيمت يک کالا مقدار تقاضا براي آن افزايش test case قضيه در ازمايش، شخص يا چيز مورد ازمايش. addition theorem قضيه جمع پذيري boltzmann h threrem قضيه H بولتزمن jahn-teller theorem قضيه يان - تلر binomial theorem قضيه دو جمله اي non restrictive clause قضيه غير تحديدي