principal clause معنی فارسی قضيه اصلي واژههای دیگر با معنی «قضيه اصلي» subordinate coajunction حرف عطفي که قضيه تاريخ را به قضيه اصلي مي، پيوند د compound complex (درجمله)، داراي دو قضيه اصلي ويک قضيه فرعي. rider سوار، اسب سوار، ماده الحاقي theses پايان نامه، رساله دکتري، قضيه thesis پايان نامه، رساله دکتري، قضيه