قطع رابطه معنی انگلیسی break dissociation divorce واژههای انگلیسی با این معنی disaffiliate از عضويت محروم کردن، قطع رابطه کردن، ناوابسته کردن boycott تحريم معامله، قطع رابطه تجارتي isolationism انزوا طلبي، سياست مبتني بر کناره گيري و دوري جستن، از جريانات سياسي جهان و نيز قطع رابطه