قفل کردن معنی انگلیسی lock واژههای انگلیسی با این معنی lockup عمل قفل کردن، کلون کردن، حبس file locking قفل کردن فايل headlock قفل کردن سر حريف locking a disk قفل کردن يک ديسک lock on قفل کردن توپ روي هدف هنگام تعقيب، ادامه مستمر تعقيب هدف control lock وسيله اي براي قفل کردن سطوح فرامين و، جلوگيري از حرکت آنها وقتيکه هواپيما، متوقف است padlock قفل، قفل کردن unlatch چفت راباز کردن، قفل را باز کردن، باز شدن. unbar رهگشايي کردن، سد راه را بر طرف کردن، چفت در را باز کردن picker برچيننده، جمع کننده، چيننده bolt پيچ، کشو، زبانه قفل locked up زير قفل نگهداشتن، در محلي محصور کردن، حبس کردن