قله معنی انگلیسی acme apex climax crest height mountaintop peak spire summit superlative tip top vertex واژههای انگلیسی با این معنی summit قله، نوک، اوج absorption peak قله جذب snowcap قله برفي، کلاهک برفي، کلاله برفي summit pack کوله قله mountaintop قله کوه . Aneto قله ي آنتو Everest قله ي اورست vertex height قله منحني مسير، قله مسير گلوله، حداکثر ارتفاع منحني Matterhorn قله ي ماترهورن wind gap شکاف قله کوه . snow capped داراي قله پوشيده از برف، برف پوشيده snow-capped داراي قله پوشيده از برف surmounted with snow (داراي قله) پوشيده از برف acme اوج، قله، منتها (درجه) peak نوک، قله تيز، سر alp کوه بلند، قله بلند acromion نوک شانه، قله الکتف، زائده اخرمي استخوان کتف wave trough نقطه مي نيمم يا ماکزيمم منفي دامنه در، نيمه راه بين دو قله موج mesa تپه، قله پهني که داراي شيب تندي است، رنگ بلوطي. alpenglow نور سرخفامي که معمولا پيش از برآمدن و، پس از غروب خورشيد در قله ي کوه هاي بلند، نمايان ميشود ben (در) درون، درتوي، قله کوه hill crest خط الراس، نوک تپه، قله تپه pinnacle برج کوچک مخروطي يا هرمي در سقف عمارت، کنگره، نوک knap پشته، تپه کوچک، سر تپه