لایه لایه
معنی انگلیسی
flaky
واژههای انگلیسی با این معنی
- provine لايه، چينه، رگ
- layer لايه، بن لايه، ورقه
- kevel لايه، ميخ چوبي (درکشتي)، چوب
- lamina لايه، ورقه، برگه
- laminae لايه، ورقه، برگه
- lamella لايه، تنگه، ورقه
- lamellae لايه، تنگه، ورقه
- lamellarly لايه، تنگه، ورقه
- lamellar لايه لايه
- lamellose لايه لايه
- layer line خط لايه
- monolayer تک لايه
- sondwitch لايه اي
- stratal لايه دار، وابسته به چينه يالايه
- subsell زير لايه، زير پوسته، زير تراز
- hard layer لايه سخت، لايه سفت
- five-ply پنج لايه، پنج لا
- blocking layer لايه سدي
- multilayer چند لايه
- silt layer لايه لاي
- soil horizon لايه خاک
- substrate زير لايه
- insulated layer لايه عايق، ماده ايزوله کننده
- filter layer لايه صافي، لايه پالايش