لغزنده
معنی انگلیسی
satiny slider slippery
واژههای انگلیسی با این معنی
- rattletrap لغزنده، سست، بي دوام
- slipover لغزنده، بسهولت جابجا شونده، روکش متکا.
- slideway راه لغزنده، راهي که دران سر ميخورند.
- cutter slide لغزنده فرز
- slider کشوي لغزنده، عامل قطع مسير چاشني
- slip form قالب لغزنده
- bottom slide لغزنده زيرين
- cross slide کشوي لغزنده عرضي
- sashay گام لغزنده برداشتن، راحت راه رفتن، با نرمش راه رفتن
- glide bomb بمب يا موشک لغزنده در هوا، بمب لغزنده
- cuban fork ball پرتاب توپي که بامايعي آغشته و لغزنده شده
- crankier سست، لغزنده، ناپايدار
- crankiest سست، لغزنده، ناپايدار
- cranky سست، لغزنده، ناپايدار
- slithery (د.گ.) ليز، لغزنده .
- pilot bearing بلبرينگ کلاج، بلبرينگ لغزنده
- autotransformer ترانسفورماتوري با يک سيم پيچ که بوسيله، يک لغزنده کربني تعدادي از دورهاي سيم پيچ، را بعنوان ثانويه جدا ميکند
- slipperier ليز، لغزان، لغزنده
- slipperiest ليز، لغزان، لغزنده
- slippery ليز، لغزان، لغزنده
- nonskid ناليزنده، ليز نخور، نا لغزنده
- labile تغيير پذير، ناپايا، غير ثابت
- race ring سيني دوار، طوقه سرسره اي، رينگ و پايه مسلسل
- lubricious ليز، نرم، هرزه