لقمه معنی انگلیسی bite bolus gulp morsel واژههای انگلیسی با این معنی morsel لقمه، تيکه mouthful لقمه byte oriented لقمه گرا. tidbit لقمه لذيذ titbit لقمه لذيذ flag byte لقمه پرچم. supra-epicondylar بالاي فوق لقمه اي. sippet تکه ناني که در شير فروبرند، لقمه کوچک.، خرده gobbet تکه، تخته، تکه اي ازگوشت خام