دیکشنری فارسی

gobbet

UKgɔbit

معنی فارسی

تکه ، تخته ، تکه اي ازگوشت خام ، لقمه

معنی کامل و مثال‌ها

/gäb´it/n.

(نادر)

تکه‌ی گوشت، قطعه، پاره

یک دهان (خوراک)، لقمه‌ی دهان پرکن

واژه‌های دیگر با معنی «تکه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن