دیکشنری فارسی

gobbet

UKgɔbit

معنی فارسی

تکه ، تخته ، تکه اي ازگوشت خام ، لقمه

معنی کامل و مثال‌ها

/gäb´it/n.

● (نادر)

● تکه‌ی گوشت، قطعه، پاره

● یک دهان (خوراک)، لقمه‌ی دهان پرکن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a lump or chunk of raw meat

واژه‌های دیگر با معنی «تکه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن