دیکشنری فارسی

dollop

UKdɔləp US'dɔləp

معنی فارسی

تکه غلنبه

معنی کامل و مثال‌ها

/däl´ǝp/n.

(تکه‌ی نرمی از هر چیز به ویژه غذا) چونه، قلنبه، لخته، تکه، کلمبه

put a dollop of cream on each cookie

روی هریک از شیرینی‌ها یک قلنبه خامه بگذارید.

the child dropped a dollop of ice cream on her lap

بچه یک تکه از بستنی را روی دامن خود ریخت.

(مقدار کمی از هر چیز آبگونه به ویژه مشروب) قطره، چکه، چکیده

having a few dollops of brandy

صرف مقدار کمی براندی

(مقدار کمی از هر چیز) ذره، خرده، کمی

a dollop of satire

یک کمی طنز

واژه‌های دیگر با معنی «تکه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن