dollop
UKdɔləp
US'dɔləp
معنی فارسی
تکه غلنبه
معنی کامل و مثالها
/däl´ǝp/n.
● (تکهی نرمی از هر چیز به ویژه غذا) چونه، قلنبه، لخته، تکه، کلمبه
put a dollop of cream on each cookie
روی هریک از شیرینیها یک قلنبه خامه بگذارید.
the child dropped a dollop of ice cream on her lap
بچه یک تکه از بستنی را روی دامن خود ریخت.
● (مقدار کمی از هر چیز آبگونه به ویژه مشروب) قطره، چکه، چکیده
having a few dollops of brandy
صرف مقدار کمی براندی
● (مقدار کمی از هر چیز) ذره، خرده، کمی
a dollop of satire
یک کمی طنز