مات معنی انگلیسی absent abstracted blur blurry dull flat matte opaque open-mouthed pale translucent واژههای انگلیسی با این معنی chekmate مات، شهمات (شطرنج) motmot مات مات checkmate شه مات، کيش ومات، مات کردن walleye چشم مات، انواع مختلف اردک ماهي.، چپي opalline شيشه مات، شيري رنگ، برنگ عين الشمس. opaline شيشه مات، شير رنگ focusing screen شيشه مات starer مات ومبهوت، داراي نگاه خيره . opaque plasma پلاسماي مات boden's mate مات بودن (شطرنج) legal's mate مات لگال (شطرنج) smothered mate مات مختنق (شطرنج) troitzky mate مات ترويتسکي (شطرنج) anastasia's mate مات آناستازيا (شطرنج) three-mover مسئله مات با سه حرکت (شطرنج) two-mover مسئله مات در دو حرکت (شطرنج) capped knight اسب مات کننده از پيش اعلام شده شطرنج capped pawn پياده مات کننده از پيش اعلام شده شطرنج air impingment عيبي در پرداخت هواپيما که رنگ آن مات شده، و حبابهاي هوا در سطح رنگ پديدار ميشوند opaque پشت گوش، مات، حاجب ماورا dumbstruck متحير، مات، مات ومبهوت. translucent نيم شفاف، مات translucid نيم شفاف، مات wall eye چشمي که سفيدي آن زياد وعنبيه آن کمرنگ باشد، چشم مات، چشم سفيد