مازاد
معنی انگلیسی
excess surplus
واژههای انگلیسی با این معنی
- surcharge water آب مازاد
- spoin bank انبار مازاد، محل نگهداري وسايل مازاد، بر احتياج
- basic surplus مازاد اساسي
- budget surplus مازاد بودجه
- export surplus مازاد صادرات
- residual matrix ماتريس مازاد
- residual variance پراکنش مازاد
- economic surplus مازاد اقتصادي
- farm surplus مازاد کشاورزي
- sellers surplus مازاد فروشنده
- social surplus مازاد اجتماعي
- back titration تيتر کردن مازاد، تيتر کردن معکوس
- superimposed مازاد بر احتياج، آتش اضافي
- excess listing ليست اقلام مازاد، ليست وسايل انفرادي مازاد
- trade balance surplus مازاد تراز تجاري
- producer surplus مازاد توليد کننده، اضافه ارزش توليد کننده
- import surcharge حقوق واردات مازاد، حقوق گمرکي اضافه
- excess capacity theory نظريه مازاد ظرفيت
- surplus energy theory نظريه انرژي مازاد
- property disposition از بين بردن اقلام مازاد، از بين بردان اقلام فرسوده، تخريب اموال
- excess demand inflation تورم ناشي از مازاد تقاضا
- surplus زيادتي، مازاد، افزوني
- surplus gas گاز زائد، گاز مازاد
- surplus water آبهاي اضافي، آبهاي مازاد