ماشین کردن
معنی انگلیسی
type
واژههای انگلیسی با این معنی
- type write ماشين کردن، با ماشين تحرير نوشتن، ماشين نويسي کردن
- type-write ماشين کردن، ماشين نويسي کردن
- blender ماشين مخصوص مخلوط کردن.
- pleater ماشين چيندار کردن پارچه و لباس، دستگاه پيلي دار کردن، آژنگ گر
- tedder ماشين مخصوص پخش وخشک کردن علف درو، شده .
- microphonics انعکاس صداي کار کردن ماشين الات در، ميکروفن.
- sandblast machine ماشين ماسه پاش (براي پاک کردن روي فلز، يا ساييدن جسمها)
- carburizing گرم کردن قطعات فولادي ماشين شده در اتمسفر، قوي از گازهاي هيدروکربن
- robotize بصورت خود کار در اوردن.، ماشين وار کردن
- mf مخفف:، ماشين کاري کردن، موج متوسط
- bulldoze ارعاب وتهديدکردن، روي ماشين بولدوزکار کردن.
- magneto اسبابي که درماشين هاي درون سوزجريان، الکتريکي براي روشن کردن ماشين است
- disassemble مجزا کردن، سوا کردن، پياده کردن (ماشين الا ت)
- machine ماشين، دستگاه، گردونه
- type نوع، قسم، جور
- go devil اژدر کوچک، مين يا نارنجک کوچک، ارابه دستي
- beading machine ماشين روکوب، ابزار مخصوص ساختن فلانژ، دستگاه ويژه گرد کردن لبه ورقها
- teasel بته خار، خار، ماشين خار زني
- teazel بته خار، خار، ماشين خار زني
- calender قلندر، درويش، ماشين مهره کشي
- screeck صداي ناهنجار (مثل صداي ترمز شديد ماشين)، صداي گوشخراش ايجاد کردن.
- pace lap دور پيست را باهم رفتن براي گرم کردن، ماشين در آغاز مسابقه
- mechanize بشکل ماشين در آوردن، مکانيزه کردن، مکانيکي کردن
- type front نوعي روش تايپ کردن نامه ها، ماشين تايپ به جلو