مانند هم معنی انگلیسی similar واژههای انگلیسی با این معنی imbricate مانند پولک ماهي روي هم چيدن، نيمه نيمه روي هم گذاشتن، فلس فلسي کردن imbrication روي هم چيني کانند پولک ماهي، روي هم چيدگي مانند پولک ماهي sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي rival رقيب، حريف، هم چشم fellow هم قطار، رفيق، جور peer همتا، مانند، نطير