مبادله معنی انگلیسی change communication exchange interchange intercourse passage trade trade-off واژههای انگلیسی با این معنی bater مبادله، داد و ستد، معاوضه reciprocation مبادله، معاوضه، معامله متقابله dicker مبادله، مبادله کردن swapping مبادله . reciprocative مبادله اي، مبني بر معامله، متقابله fire fight مبادله آتش، ترقه بازي، آتش بازي futures exchange مبادله سلف، خريد آتي commodity exchange مبادله کالا، بورس مواد اوليه، بورس کالا exchange value ارزش مبادله، ارزش مبادله اي trade in مبادله کردن، مبادله . payment in kind مبادله جنسي contract curve منحني مبادله، منحني قرارداد exch مخفف: مبادله، بده و بگير firefight مبادله ي آتش، تير جنگي exchanger مبادله کننده، صراف medium of exchange وسيله مبادله terms of trade رابطه مبادله reciprocal trading مبادله متقابل، داد و ستد متقابل inconvertible مبادله ناپذير، تبديل ناپذير exchange of flags مبادله پرچمها gunplay مبادله ي گلوله، تير اندازي طرفين inconvertibility مبادله ناپذيري، تبديل ناپذيري rate of exchange نرخ مبادله ارز exchange economy اقتصاد مبادله اي