مبداء
معنی انگلیسی
home
واژههای انگلیسی با این معنی
- base of origin مبداء اصلي، پايگاه مبداء، منبع اصلي
- basic point نقطه مبداء
- country of origin کشور مبداء
- departure station مبداء حرکت
- principle point مبداء اصلي
- refrence axis محور مبداء
- source disk ديسک مبداء
- source program برنامه مبداء، برنامه منبع
- jumping off place نقطه يا مبداء، شروع بکاري، نقطه عزيمت.
- domicile of origin اقامتگاه مبداء
- prime meridian نصف النهار مبداء يا گرينويچ
- backstretch خط سيرجهت مخالف مبداء مسابقه .
- reference station ايستگاه مبداء سنجش جذر و مد دريايي
- true origin نقطه مبداء يا مبناي مختصات جغرافيايي، نصف النهار مبداء مختصات جغرافيايي
- control surface angle زاويه بين مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و، وتر سطح ثابت يا محور طولي هواپيما
- christian era مبداء تاريخ کشورهاي مسيحي که از زمان تولد، مسيح اغاز ميگردد.
- datum line خط مبنا، خط مبداء، خط مقايسه
- source code کد منبع، کد مبداء
- marshalling yard محل تفکيک و طبقه بندي کالاها در مقصد يا، مبداء حمل
- zero deflection سمت صفر، سمت مبداء
- medulla oblongata پياز مخ، مبداء نخاع، مبدا مغز تيره
- principal axis محور اصلي، محور مبداء
- afterbrain پس مخ، مبداء نخاع
- home address نشاني منزلگاه، نشاني مبداء