متاثر معنی انگلیسی affected touched واژههای انگلیسی با این معنی touched متاثر، تحت تاثير، خرسند respond جواب دادن، متاثر شدن، حساسيت tuch لمس کردن، تماس دادن با، متاثر کردن agonise عذاب دادن، معذب ساختن، متاثر کردن impressible تاثر پذير، حساس، متاثر شونده affect اثر کردن بر، تاثير نمودن بر، تغيير دادن respondent پژوهش خوانده، مدافع، جواب دهنده Maltese مالتي، مالطي، اهلمالت