مترادف معنی انگلیسی synonym synonymous واژههای انگلیسی با این معنی allo مترادف، مشابه .، بمعني (غير) و (ديگر). synonym لفظ مترادف، هم معني، کلمه اي که معني ان با کلمه ديگربرابريانزديک synonymously لفظ مترادف، هم معني، کلمه اي که معني ان با کلمه ديگربرابريانزديک synonymize الفاظ مترادف، بکار بردن (براي واژه اي) synonym-antonym test آزمون واژه هاي مترادف - متضاد correspoundent مطابق، مترادف، خبرنگار capital consumption allowance کسر مصرف سرمايه، مترادف با استهلاک سرمايه alliterate چندکلمه نزديک هم را با يک حرف اغاز کردن، اوردن کلمات با صداي مترادف convertibility قابليت تبديل، تسعير شدني، تبديل پذيري convertible قابليت تبديل، تسعير شدني، تبديل پذيري correspondent خبرنگار، مخبر، کاغذنويس