متصل شده معنی انگلیسی adjoint واژههای انگلیسی با این معنی concatenated data set مجموعه داده ها متصل شده organometallic ترکيباتي که در آن اتم فلزي به راديکالهاي، آلي متصل شده است rate integration gyro ژايرويي با يک درجه آزادي که محور خروجي آن، با مايع چسبناکي به محور دوران متصل شده cantilever wing بال يک هواپيماي يک باله که بدون پايه يا، وايرهاي خارجي به بدنه هواپيما متصل شده AP Attached Processor، پردازنده الصاق شده، پردازنده متصل شده h-engine موتور پيستوني با دو رديف سيلندر روبروي، قائم دوتايي و با دو ميل لنگ که به خروجي، مرکزي متصل شده اند LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) add on افزوده شده، مدارات، سيستمها يا دستگاههاي سخت افزاري edge card يک تخته مدار که داراي قطعات باريک اتصال، در طول يک لبه بوده و براي متصل شدن با، رابط لبه طراحي شده است syndetic همبند، همبندگر، متصل کننده basifixed از پايه بهم نزديک شده، متصل در پايه .