متمایز معنی انگلیسی disparate distinct several واژههای انگلیسی با این معنی distinguished symbol نماد متمايز. blocky داراي قطعات مشخص و متمايز، قطعه مانند، کنده مانند contradistinctive فرق گذارنده، متمايز contradistinguish فرق گذاردن (بعلت خواص متناقض ومغاير)، متمايز داشتن common low سيستم حقوقي انگلستان که از حقوق مدني و، حقوق کليسايي متمايز است زيرا اين قسمت، از حقوق انگلستان از پارلمان ناشي نشده constructive fraud کلاهبرداري اعتباري، منظور عملي است که به اعتبار قانون خاص، عنوان کلاهبرداري بافته و از اين نظر از L- پيشوند شيميائي که ماده اي را که از لحاظ شکل و ترکيب، با ماده استاندارد ((ال گليسر آلدئيد)) ( L- glyceraldehyde)، مطابق است مشخص ميکند بعبارت ديگر موادي را که auteur کارگردان، توليد کننده ي اصلي، فيلمي که توسط کارگردان معروفي که داراي distinct جدا، ممتاز، مجزا