متمرد معنی انگلیسی contumacious disobedient insubordinate lawless mutineer outlaw rebel recalcitrant واژههای انگلیسی با این معنی revolted متمرد، ياغي، شوريده rabel ياغي (شخص) متمرد rescussor متمرد نسبت به قانون lawbreaker قانون شکن، متمرد، ياغي. recalcitrant پشت پا زننده، متمرد unyielding سر کش، متمرد، سخت ungovernable سر کش، متمرد rebellios ياغي، متمرد rebet ياغي، متمرد unrulier سرکش، متمرد unruliest سرکش، متمرد unruly سرکش، متمرد outlaw کسيکه از حقوق و حفاظت قانوني بي بهره است، آدم متمرد، قانون شکن mutineer شخص ياغي، شخص متمرد، سرباز ياغي يا عاصي perverse خودسر، مصر در خطا، متمرد disobedient نافرمان، حرف نشنو، متمرد mutinous ياغي، سرکش، متمرد rebellious ياغي، سرکش، متمرد rebellous ياغي، سرکش، متمرد lawless بي قانون، غير قانوني، نامشروع recalcitrance پشت پازني، تمرد، پشت پا زننده revolter شورش کننده، شورش طلب، ياغي rebel ياغي شدن، سر کشي کردن، تمرد کردن insurgent ياغي، عاصي، شورش