متوازن معنی انگلیسی equal square well-balanced واژههای انگلیسی با این معنی balanced budget بودجه متوازن balance economy اقتصاد متوازن ampere balance آمپرسنج متوازن balanced growth model الگوي رشد متوازن balanced budget theorem قضيه بودجه متوازن counterbalancing متوازن سازي تقابلي balanced polyphase system مدار چند فاز متوازن cyclically balanced budget بودجه متوازن ادواري balanced budget multiplier ضريب بهم فزاينده بودجه متوازن balanced متعادل، متوازن. balanced state حالت تعادل، حالت متوازن well conditioned داراي اخلاق نيکو، نيکو خصال، داراي صفات حسنه