balanced state معنی فارسی حالت تعادل حالت متوازن واژههای دیگر با معنی «حالت تعادل» equilibrium state حالت تعادل state of equilibrium حالت تعادل relaxation time فاصله زماني بين از بين بردن آشفتگي و، برقراري حالت تعادل stationary state وضعيت سکون، تعادل در حالت سکون isopiestic ايزوپيستيک، حالت فشار متعادل، حالت تعادل فشار employment gap شکاف اشتغال، مقدار کمبود اشتغال در، حالت تعادل توليد ملي نسبت به اشتغال natural erosion فرسايش نابهنجار، فرسايش طبيعي که گاهي، با پديده خاک زائي در حالت تعادل است walras law قانون والراس، براساس اين قانون در تعادل، عمومي بازارها با دخالت بازار پول چنانچه stasis (طب)، گرفتگي (درجريان چيزهايي مثل خون در رگ يا، مدفوع در روده)