مثلا معنی انگلیسی thus واژههای انگلیسی با این معنی piece deresistance بخش عمده خوراک، مثلا تيکه بزرگي از گوشت epithelize (پزشکي - زيستشناسي) با روپوشه پوشاندن، (مثلا هنگام التيام زخم معده، روپوشه دارکردن kenning (ادبيات کهن المان)، نوعي استعاره (مثلا < دريارو > بجاي < کشتي>)، دانش cu. = cubic، مکعبي، مکعب (مثلا در سانتيمتر مکعب) birthstone جواهر يا سنگ نيمه گرانبهايي که نماد ماه تولد، انسان است، مثلا جواهر ماه آوريل ((الماس)) است . TXD حروف اختصاري Transmit Data، خطي است که براي، ارسال داده ها از يک وسيله به وسيله ديگر RXD حروف اختصاري Recieve Data، خطي است که براي، انتقال داده هاي دريافت شده از يک دستگاه به دستگاه ديگر countervailing power قدرت همسنگ، قدرت يک گروه که در واکنش به، قدرت گروه ديگر بوجود مي آيد thus از اينقرار، بدينسان، بدين ترتيب