مجاب کردن معنی انگلیسی convince persuade واژههای انگلیسی با این معنی confutable ردکردن، مجاب کردن confutative ردکردن، مجاب کردن confute ردکردن، مجاب کردن conviction محکوميت، مجرميت، مجاب کردن confutation رد، ابطال، مجاب کردن outthink زرنگ بودن از، باهوش تردرآمدن از، گول زدن outwit زرنگ بودن از، باهوش تردرآمدن از، گول زدن floor کف اطاق، زمين، فرش