مجذوب کردن معنی انگلیسی absorb allure attract enchant entrance fascinate magnetize prepossess take واژههای انگلیسی با این معنی fascinate باچشم مجذوب کردن، شيفتن، فريفتن fascinatingly باچشم مجذوب کردن، شيفتن، فريفتن absorb جذب کردن، مجذوب کردن، کشيدن absorbingly جذب کردن، مجذوب کردن، کشيدن captivate شيفتن، مجذوب کردن، فريفتن captivator شيفتن، مجذوب کردن، فريفتن spellbind سحر کردن، مجذوب کردن، مفتون ساختن. prepossess جاگير شدن، از پيش اشغال شدن، مجذوب کردن preoccupies از پيش اشغال يا تصرف کردن، جلب کردن، شيفتن preoccupy از پيش اشغال يا تصرف کردن، جلب کردن، شيفتن attract کشيدن، جلب کردن، جذب کردن