مجزا شده معنی انگلیسی parted sequestered segregated واژههای انگلیسی با این معنی split unit يکان جدا شده يا مجزا شده matrix isolation spectroscopy طيف بيني مجزا شده در ماتريس continuous tone image تصوير تشکيل شده از ترکيبات نواحي مجزا ten key pad مجموعه اي مجزا از کليدهاي شماره گذاري، شده از 0 تا 9 روي يک صفحه کليد که وارد، کردن عدد را آسان مي سازد disjunct منفصل، جدا شده، مجزا chromatograph از هم مجزا کردن، رنگنگاري کردن، تصوير رنگنگاري شده