مجمع
معنی انگلیسی
college conference convocation league sphere
واژههای انگلیسی با این معنی
- meeting مجمع، انجمن، مجلس
- national convention مجمع ملي
- lague of nations مجمع اتقاق ملل
- unlawful assembly مجمع غير قانوني، در CL سه نفر يا بيشتر را گويند که به، قصد ارتکاب اعمالي که مخل آسايش و امنيت
- international meeting مجمع بين المللي
- statutory meeting مجمع عمومي قانوني
- annual general meeting مجمع عمومي ساليانه
- international development association مجمع بين المللي توسعه، مجمعي است وابسته به بانک جهاني که به، منظور کمک به کشورهاي توسعه نيافته ايجاد
- extraordinary general meeting مجمع عمومي فوق العاده
- philippine islands مجمع الجزاير فيليپين.
- indignation meeting مجمع براي اظهارتنفريا خشم همگاني
- congress انجمن - مجلس - مجمع - آميزش زناشويي
- societies انجمن، مجمع، جامعه
- society انجمن، مجمع، جامعه
- jamboree جمبوري، مجمع پيشاهنگان، خوشي.
- I.S.H. = International Society for Hematology، مجمع بين المللي خونشناسي
- N.S.A. = Neurosurgical Society of America، مجمع جراحي اعصاب آمريکا.
- N.S.C.C. .= National Society for Crippled Children، مجمع ملي براي کودکان فلج.
- I.A.M.M. = International Association of Medical Museums، مجمع بين المللي موزه هاي طبي
- I.P.A.A. = International Psychoanalytical Association، مجمع بين الملللي روان کاروان
- I.N.A. = International Neurological Association، مجمع بين المللي متخصصان اعصاب
- I.A.P.B. = International Asociation for Prevention of Blindness، مجمع بين المللي پيش گيري از کوري
- I.A.P.P. = International Association for Preventive Pediatrics، مجمع بين المللي طب پيشگيري اطفال
- I.T.A. = International Tuberculosis Association، مجمع بين المللي متخصصان سل شناسي