مجوز معنی انگلیسی justification pass permit warrant واژههای انگلیسی با این معنی withdrawal warrant مجوز برداشت site license مجوز درون سازماني airframe mechanic تعميرکار بدنه هواپيما با مجوز اف آ آ warrent اجازه، مجوز، حکم software license امتياز نرم افزار، مجوز نرم افزار unhistoric غير تاريخي، بدون مجوز تاريخي، بدون سابقه تاريخي facultative اختياري، ميلي، دل بخواه