محدود کننده معنی انگلیسی binding limiter limiting restrictive واژههای انگلیسی با این معنی limiter محدود کننده . limiting factor عامل محدود کننده current limiter محدود کننده جريان diode limiter محدود کننده ديودي double limiter محدود کننده مضاعف input limiter محدود کننده ورودي voltage limiter محدود کننده ولتاژ restrictive fire plan طرح آتش محدود کننده حرکات هوايي يا، تاميني هوايي altitude/height hold متوقف کننده سقف پرواز هواپيما، محدود کننده خودکار ارتفاع پرواز هواپيما zener ديود زنر، ديود زينر، ديود محدود کننده definitive قطعي، قاطع، معين کننده stenophagous غذاي محدود خوار، تغذيه کننده از جانور يانوع بخصوصي limiting محدود، مقيد، معين