محل تقاطع معنی انگلیسی crossing junction واژههای انگلیسی با این معنی crossroad محل تقاطع دو جاده . crosscutting دوراهي، محل تقاطع crossing دوراهي، محل تقاطع decussating دوراهي، محل تقاطع transiting دوراهي، محل تقاطع skyline افق مريي، خط افق که محل تقاطع زمين واسمان است. cross hairs دو خط متقاطع روي يک دستگاه ورودي که محل، تقاطع آنها مکان فعال مکان نماي يک سيستم، گرافيکي را مشخص مي کند intersection تقاطع، قطع، تقسيم radio position finding روش تعيين محل ايستگاه فرستنده به روش، تقاطع