محلول
معنی انگلیسی
rinse solution wash
واژههای انگلیسی با این معنی
- cutting solution محلول برش
- pseudosolution شبه محلول
- solvate ماده محلول، حل شدن، محلول شدن.
- water glass شيشه محلول، آب شيشه
- acid solution محلول اسيد
- buffer solution محلول بافر
- dissolved solids مواد محلول
- fixing-bath محلول ثبوت
- soild solution محلول جامد
- solid solution محلول جامد
- titer چگالي محلول، کمينه ي وزن يا مقدار ماده ي لازم براي رسيدن به، نتيجه ي بخصوص
- battery solution محلول باتري
- normal solution محلول نرمال
- stock solution محلول ذخيره
- alkaline solution محلول قليايي
- benedict's solution محلول بنديکت
- caustic solution محلول سوزآور
- acid-soluble محلول در اسيد
- ideal solution محلول ايده آل
- saturated solution محلول سير شده
- ammonia water محلول آمونياکي
- soda solution محلول جوش شيرين
- standard solution محلول استاندارد
- metastable solution محلول شبه پايدار