محلی که
معنی انگلیسی
where
واژههای انگلیسی با این معنی
- bear garden محلي که درانجاخرسها را بجنگ مي اندازند.
- local parole زنداني که به قيد ضمانت محلي آزاد مي شود
- luncheonette رستوران يا محلي که غذاهاي مختصر و سبک را، مي فروشد.
- automat محلي که با انداختن پول در جعبه اي خوراک براي، اشخاص مهيا مي شود، دستگاه خودکاري که پس از انداختن سکه اي
- witness stand (دادگاه)، محلي که شاهد در انجا ايستاده و شهادت، ميدهد.
- cannery کارخانه ي کنسروسازي، محلي که در آن خوراک را در قوطي يا شيشه، ميکنند
- funeral home مرده شوي خانه، محلي که دران مرده را جهت انجام مراسم تدفين، يا سوزاندن اماده ميکنند.
- putative father پدر غير قانوني، پدر غير شرعي، کسي که بر حسب شياع محلي پدر يک طفل
- naumachia نبرد دريايي تمريني، مانور دريايي، محلي که براي اين کار تخصيص داده شده بود
- VL-bus حروف اختصاري VESA local bus، نوعي معماري گذرگاه، محلي است که به وسيله Video Electronics Standard
- tramp steamer کشتي آزاد، کشتي بدون برنامه، کشتي که
- dwelling house منزل مسکوني، در CL در قوانين مربوط به هتک حرمت منازل، و ورود در شب به منازل به قصد ارتکاب جرم
- PCI local bus [گذر گاه محلي bus]، شکل خلاصه Peripheral Component Interconnect، local bus
- FDDI سرنام عبارت " "Fiber Distributed Data Interface، استانداردي است که ANSI (انستيتو استانداردهاي ملي، امريکا) براي شبکه هاي محلي فيبر نوري ارائه داده است.
- viewdata سيستم خانگي تحويل اطلاعات که از طريق آن، استفاده کنندگان مي توانند بطور محاوره اي، از تلويزيونهاي محلي خود به پايگاه داده
- baseband transmission روشي که براي بکارگيري انتقال سيگنالهاي، فرکانس پايين از ميان کابل کواکسيال جهت، انتقال داده در شبکه با محلي با فاصله
- pitot static system سيستم نشان دهنده اي که با ترکيبي از فشار، محلي تغذيه ميشود اختلاف اين دو فشار با، سرعت نسبي ظاهري متناسب است
- jerkwater قطار راه آهن که به ده کوره ها ميرود، قطار فرعي، قطار محلي