محموله معنی انگلیسی cargo consignment delivery freight goods lading load package shipment traffic واژههای انگلیسی با این معنی unitized cargo تک محموله cargo insurance بيمه محموله، بيمه بار shpt مخفف: محموله، مرسوله air consignment محموله هوايي frt مخفف: محموله return cargo محموله برگشت backload محموله مراجعت ship's manifest صورت محموله هاي کشتي، فهرست کالاهاي در، حال حمل در کشتي air bill بارنامه محموله هوايي salvage money جايزه نجات کشتي يا محموله consolidated vehicle table فهرست خودروهاي محموله در کشتي wrongshipped محموله ايکه اشتباها" ارسال شده transhipment انتقال محموله از يک وسيله نقليه به، وسيله نقليه ديگر jettison of cargo محموله را به هنگام خطر به دريا ريختن tallyman مسئول کنترل محموله (هنگام تخليه بار) tare and tret وزن بسته يا لفاف يا جعبه محموله و مقدار، کمبود وزني که در نتيجه حمل و نقل در، محموله ايجاد مي شود و قابل قبول است shipment حمل (باکشتي)، محموله، کالاي حمل شده با کشتي tret تخفيف قيمت بابت از دست رفتن يا صدمه به، بخشي از محموله damaged shipments کالاهاي آسيب ديده، محموله خسارت ديده break-bulk تفکيک محصولات، تقسيم محموله بزرگ به، محموله هاي کوچک break bulk cargo محمولات تفکيک شده، محموله بسته بندي شده free alongside ship کليه مخارج تاکنار کشتي پرداخته شده، (درموردکالاي محموله بخارج) free alongside vessel کليه مخارج تاکنار کشتي پرداخته شده، (درموردکالاي محموله بخارج) boatload به اندازه ي يک قايق پر، ظرفيت قايق، محموله ي قايق