مخل معنی انگلیسی bottleneck disruptive intrusive واژههای انگلیسی با این معنی intruder سرزده اينده، مخل، مزاحم bothered درد سر دادن، زحمت دادن، مخل آسايش شدن bothering درد سر دادن، زحمت دادن، مخل آسايش شدن unlawful assembly مجمع غير قانوني، در CL سه نفر يا بيشتر را گويند که به، قصد ارتکاب اعمالي که مخل آسايش و امنيت bother دل واپسي، بروگم شو، دردسر دادن botheration آزار، اذيت، تصديع