مدار
معنی انگلیسی
circuit tropic zodiac
واژههای انگلیسی با این معنی
- orbit مدار، فلک، مسير
- absis مدار، پيرامون.
- electric circuit مدار
- track circuit مدار خط
- igniter train مدار آتش، مدار مشتعل کننده، مجموعه چاشني
- firing circuit مدار آتش، مدار چاشني، مدار انفجار
- engineering circuit مدار فني، کانال ارتباطي فني
- trunk circuit شاه مدار، معبر مشترک.
- circuit board برد مدار، تخته مدار
- horse latitude مدار اسب
- incomplete circuit مدار باز
- open circuit مدار باز
- open loop مدار باز
- series circuit مدار سري
- tap circuit مدار وسط
- circuitry مدار بندي، مداربندي کردن، ترتيب مدارها
- combined circuit مدار مرکب، مين مجهز به مدار عامل مرکب
- breadboard تخته مدار، نمونه، نمونه تابلويي
- network circuit مدار شبکه، اتصال شبکه
- telephone circuit مدار تلفن، خط تلفن
- auxiliary circuit مدار يدکي
- basic circuit مدار ساده
- circuit card کارت مدار
- closed circuit مدار بسته