incomplete circuit معنی فارسی مدار باز واژههای دیگر با معنی «مدار باز» open circuit مدار باز open loop مدار باز open-circuit battery پيل مدار باز open-circuit voltmeter ولتسنج با مدار باز circuit opening حالت قطع مدار، حالت مدار باز LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) politician سياست مدار، سائس، مردسياسي