مدال معنی انگلیسی colors decoration emblem medal regalia واژههای انگلیسی با این معنی medalist مدال ساز، صاحب مدال، مدال گير medallist مدال ساز، صاحب مدال، مدال گير medalled مدال دار، مدال گرفته gold medal مدال طلا medallion مدال بزرگ، مداليون صفحه يا نقشه اي که مانند مدال بزرگ، باشد bronze medal مدال برنز campaign medal مدال جنگي medal of freedom مدال ازادي. bronze star medal مدال ستاره برنز fourragere حکم نشان يا مدال، کاغذ حکم مدال service bar مدال يا نشان خدمت rifle clasp نشان تيراندازي يا مدال تيراندازي cmg مخفف: دارنده ي مدال سنت ميکائيل و سنت، جورج DSM مخفف: مدال خدمت درخشان و مخفف: راهنماي تشخيصي و آماري اختلالهاي رواني roundel صفحه کوچک، مدال obverse روي سکه، روي مدال، رو numismatist سکه شناس، مدال شناس numismatics سکه شناسي، مدال شناسي numismatology سکه شناسي، مدال شناسي tiepin سنجاق کراوات، سنجاق مدال وزينت الات زنانه . insigne نشان، نشان افتخار، نشان رسمي