دیکشنری فارسی

obverse

UKɔbvəːs USəb'və:s

معنی فارسی

روي سکه روي مدال رو جلو طبق قرينه قسمت مقابل متمم نوک دار

معنی کامل و مثال‌ها

/äb vu_rs´,äb´vu_rs´/adj., n.

چرخیده به سوی مشاهده کننده، رو به مشاهده کننده، دیدگر سوی

(باریک‌تر در پایین و پهن تر یا ستبرتر در بالا) زیر باریک، فرو باریک

an obverse leaf

برگ فرو باریک

طرف مقابل، رو به رو، قرینه، همتا، وارو

the obverse of love is hate

تنفر، نقطه‌ی مقابل عشق است.

(سکه و مدال و غیره) رو (در برابر: پشت reverse)

the head of the queen appears on the obverse of the medal

عکس سر ملکه بر روی مدال نقش بسته شده است.

(به طور کلی) رو، جلو، جلو گاه، بخش پیشین، پیشگاه، سطح اصلی

(منطق) قضیه تالی، اظهار معکوس، وارون سخن، وارون گفتار

"no one is infallible" is the obverse of "everyone is fallible"

((هیچ‌کس غیر جایزالخطا نیست)) وارون گفتار این جمله است: ((همه کس جایزالخطا است)).

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'obversus' meaning 'turned toward'.

مثال

  • The obverse of the coin features the portrait of a famous leader.
  • The obverse of the medal displays the emblem of the organization.
  • The obverse of the currency note includes security features.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the more conspicuous of two alternatives or cases or sides “the obverse of this issue”
  2. the side of a coin or medal bearing the principal stamp or design

واژه‌های دیگر با معنی «روي سکه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن