legend
معنی فارسی
افسانه ، داستان ، حديث ، نوشته ، نقش ، رقم ،
نوشته روي سکه ومدال ومانندآنها
معنی کامل و مثالها
/lej´ǝnd/n.
● افسانه، داستان نیمه تاریخی (با: myth یا اسطوره که کاملا غیر تاریخی و بیشتر مذهبی و نمادی است فرق دارد)، داستان ساختگی، روایت، داستان سینه به سینه
according to a family legend, his ancestors had migrated from Lorestan to Kashan
طبق یک روایت خانوادگی، اجداد او از لرستان به کاشان کوچ کرده بودند.
he didn't know whether the rumors about the treasure were legend or reality
نمیدانست شایعات مربوط به گنج افسانه است یا واقعیت.
the myths of Greek Gods and the legends of King Arthur
اسطورههای خدایان یونان و افسانههای شاه آرتور
Irish legend
افسانهی ایرلندی
● داستان خیالی
they told a legend and went to sleep
گفتند فسانهای و در خواب شدند
● آدم برجسته و مورد بحث، آدم داستان آفرین و بحثانگیز
he became a legend in his own time
او برای معاصران خود آدمی افسانهای شد.
● داستان شگفتانگیز دربارهی یک آدم برجسته و افسانه آفرین
the legend of Jallal-addin Kharazmshahi's braveries
افسانهی دلاوریهای جلالالدین خوارزمشاهی
the legend of Hassan Sabbah's capture of Allamoot Castle
افسانهی تسخیر قلعهی الموت توسط حسن صباح
● (روی مدال و سکه و سپر و غیره) پشت نبشته، نوشتهی روی سکه
● (جدول یا نقشه یا تصویر یا نمودار و غیره) زیرنویس، توضیح (که معمولا در زیر آن نوشته میشود)، راهنمای نقشه یا جدول (و غیره)
the legends on both sides of the coins were in Greek
نوشتههای دو طرف سکهها به یونانی بود.
ریشه و کاربرد
ریشه
From Latin 'legenda' meaning 'things to be read'.
مثال
- The legend of King Arthur is well-known.
- He is a legend in the music industry.
- The map had a legend to explain the symbols.
ترکیبهای رایج
Urban legend Living legend Legend says Map legend
تعریف انگلیسی
- a story about mythical or supernatural beings or events
- brief description accompanying an illustration
مترادفها
noun
1. Fable, myth, fiction, doubtful narrative, fictitious story.
2. Motto (round a coin or a medal).