mythus معنی فارسی افسانه اسطوره چيز موهوم شخص موهوم واژههای دیگر با معنی «افسانه» legend افسانه، داستان، حديث fable افسانه، داستان، حکايت fiction افسانه، قصه، داستان ساختگي fictionally افسانه، قصه، داستان ساختگي myth افسانه، اسطوره، چيز موهوم mythos افسانه، علم اساطير.، اسطورگان romulus (افسانه)، رمولوس برادر رموس نخستين پادشاه بنياد گذار، داستاني شهر روم. werewolf (werwolf)(افسانه)، شخصي که تبديل به گرگ شده باشد. fabulous افسانه اي، افسانه وار، باورنکردني mythological افسانه اي، موهوم، وابسته به تاريخ اساطير