مدور معنی انگلیسی annular circular round rounded roundel واژههای انگلیسی با این معنی circular مدور، دايره وار، چرخي cylinderical مدور، گرد، استوانه اي circularity شکل مدور، مستديري، گردي circular mil ميل مدور rotating table press پرس مدور induction disk صفحه مدور، آهنرباي صفحه اي، گرده القائي circular scanning تقطيع مدور circular weir سرريز مدور endless chain زنجير مدور orbicular muscle ماهيجه مدور، عضله باسطه sphincter ماهيچه مدور، عضله باسطه swivel piece مدور دو راه، مدور لنگر pie graph نمودار مدور، نمودار گرد rotonda ساختمان مدور، ساختمان گنبددار. circular mil-foot پا - ميل مدور cylinderical lapping صيقل کاري مدور joinery sawbench اره مدور نجاري cylinderical grinding دستگاه سنگ مدور cycl- پيشوندي است بمعني مدور، راجعه و جسم مژگاني چشم، که با کلمات ديگر ترکيب ميشود plain grinder دستگاه چرخ سمباده مدور atoll صخره هاي مدور داخل دريا cylinderical grinder دستگاه چاقو تيزکني مدور corrie گودي مدور در دامنه ي تپه round گرد، مدور، کروي