مدیره
معنی انگلیسی
manageress
واژههای انگلیسی با این معنی
- head mistress مديره، ريسه، خانم مدير مدرسه
- headmistress مديره، رئيسه، خانم مدير
- administratrix مديره، رئيسه، مديره تصفيه
- manageress مديره، رئيسه، زن خانه دار
- directress مديره، خانم مدير، رئيسه
- lady principal مديره، رئيسه، خانم رئيس
- directorate هيئت مديره، هيئت رئيسه
- managing committee هيات مديره، هيات رئيسه
- board of directers هيئت مديره
- board of directors هئيت مديره
- managing commission هيات مديره
- board of direcotors هيئت مديره .
- schoolmistress مديره اموزشگاه، خانم مدير، خانم رئيس
- supinator عضله مديره بخارج، ماهيچه اي ک کف دست رارو به بالاقرار ميدهد
- editorial staff هيئت مديره يانويسنده
- bar council هيات مديره کانون وکلا
- editorial board هئيت مديره يا کارکنان روزنامه
- directrix خط راهنما، مديره
- editoress ناشره، مديره روزنامه يامجله، سردبيرزن
- schoolmarm خانم معلم، خانم دبير، مديره مدرسه .
- schoolma'am خانم معلم، خانم دبير، مديره مدرسه .
- matron زن خانه دار، کدبانو، بانو
- matronliness زن خانه دار، کدبانو، بانو
- management اداره، مديريت، رياست