مدیون معنی انگلیسی beholden debtor indebted واژههای انگلیسی با این معنی beholden مديون، مرهون novatio non presumiter تبديل تعهد يا تبديل مديون نمي تواند، مفروض يا ضمني باشد indebted بدهکار، مديون، مرهون debt limit حداکثر مبلغي که يک واحد دولتي مي تواند، مديون گردد و بيش از آن مجاز نيست owe بدهکار بودن، بدهي داشتن، مديون بودن debtor بدهکار، وامدار، ستون بدهکار debenture bond برگه اي که پشتوانه آن فقط اعتبار، صادر کننده است، سهم قرضه petitioning creditor بستانکار، مطالب، بستانکاري که به دادگاه اعلام مي کند که