مراقبت معنی انگلیسی attention care guard jealousy lookout vigilance watch واژههای انگلیسی با این معنی ovservation مراقبت، رعايت، مراعات vigilant مراقبت، مواظب، هوشيار look-out مراقبت، ديدبان، چشم انداز vigilance مراقبت، مواظبت، هوشياري counter surveillance ضد مراقبت، عمليات ضد مراقبت و تجسس دشمن acoustical surveillance مراقبت صوتي، اکتشاف و تجسس هدفها به طريقه صوتي combat surveillance مراقبت رزمي، تجسس ميدان رزم care of supplies مراقبت آماد، نگهداري آماد due care مراقبت کافي air surveillance مراقبت هوايي، تجسس و اکتشاف هوايي ground surveillance مراقبت زميني، تجسس زميني listening watch مراقبت به گوش، پست به گوش راديويي، نگهباني به گوش sea surveillance مراقبت دريايي area monitoring مراقبت منطقه اي، مراقبت کردن از منطقه harbor control tower برج مراقبت بندر residential care مراقبت پناهگاهي airborne beacon برج مراقبت هوابرد، رادار مراقبت نصب شده روي هواپيما air beacon برج مراقبت پايگاه unattended operation هملکرد مراقبت نشده، عملکرد بي مراقب radar scan مراقبت بوسيله رادار، تجسس بوسيله رادار، ميدان مراقبت رادار care and handling مراقبت و دستکاري وسايل beacon flight پرواز با کمک برج مراقبت، پرواز با استفاده از کمک برج air pollution monitoring مراقبت دائمي آلودگي هوا، فرابيني آلودگي هوا double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع