مرام معنی انگلیسی creed ideology persuasion واژههای انگلیسی با این معنی sell the pass خيانت به مرام دسته خود کردن unscrupulous بي همه چيز، بي مرام، فاقداصول يامرام اخلاقي unprincipled بي مسلک، بي مرام، بي محابا aimless بي مقصد، بي مرام، بي اراده bad principled بد مسلک، بد مرام intent نيت، قصد، مرام driftless بيهوده، بي مقصد، بي مرام aim نشان، آماج، هدف