مرجع معنی انگلیسی authority quarters reference referent source واژههای انگلیسی با این معنی reference edge لبه مرجع anchoring point نقطه مرجع reference group گروه مرجع reference-book کتاب مرجع external reference مرجع خارجي، ارجاع خارجي reference language زبان مرجع. reference time زمان مرجع. reference address نشاني مرجع. reference pilot نمونه مرجع. reference signal سيگنال مرجع reference axes محورهاي مرجع refernce parameter پارامتر مرجع refernce manual کتاب راهنماي مرجع baseline document سندي که يک مرجع براي تغييرات يک سيستم، کامپيوتري مي باشد pitch altitude زاويه بين محور طولي رسانگر و صفحه مرجع radio bearing زاويه بين جهت ظاهري ايستگاه ثابت و، جهت مرجع reference cell پيل مبنا، پيل مرجع check lists فهرست کارهايي که ميبايست انجام شود، ليست مرجع IB مخفف: در همانجا، درهمان مرجع، در همان ماخذ ibid در همانجا، در همان مرجع، در همان ماi خذ reference electrode الکترود مبنا، الکترود مرجع equinoctial colure دايره اعتدال، دايره ساعتي مرجع stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند، مالي به مرجع پرداخت کننده deflection of vertical اختلاف زاويه اي در هر نقطه بين راستاي، شاقولي و راستاي عمود بر کره مرجع