مرکب از
معنی انگلیسی
built-up
واژههای انگلیسی با این معنی
- seropurulent مرکب از سرم وچرک، داراي خونابه وچرک.
- floscular مرکب از چندين گلچه
- proper adjective صفت مرکب از اسم خاص.
- quadrumvir انجمني مرکب از چهار تن، چهار نفري.
- lymphoma غده مرکب از بافت لنفاوي.
- polyzoic مرکب از شبه جانوران بسيار، پرزيوگاني.
- tetrafluoride فلوريد مرکب از چهار اتم فلورين.
- triskele شکلي مرکب از سه پره يا سه انشعاب، سه، ترکي.
- succotash غذاي مرکب از لوبيا ومغز ذرت پخته .
- lithosol خاک کم عمق دامنه کوه ودشت که مرکب از، سنگريزه وسنگهاي نيمه خاک شده ميباشد.
- brush and rails مانعي مرکب از بوته و تير در بالاي آن، (اسبدواني)
- scrapple خوراک مرکب از گوشت سرخ کرده وادويه .
- string quartet ارکستر چهار نفري مرکب از سازهاي زهي.
- india paper يکجور کاغذ مرکب خورکه از چين مي اورند، کاغذ چين
- shore dinner غذاي دريايي (مرکب از جانوران دريايي).
- whiskey sour کوکتيل مرکب از ويسکي و شکر و اب ليمو.
- hollandaise سوس مرکب از کره وزرده تخم مرغ واب ليمو، وسرکه .
- anapest واحد شعري که مرکب از دو هجاي کوتاه و يک، هجاي بلند باشد.
- polysulfide سولفيد مرکب از چند اتم گوگرددر ذره خود.
- seafood غذاهاي مرکب از جانوران دريايي (مثل خرچنگ، وغيره).
- tom collins نوعي مشروب الکلي مرکب از جين واب وغيره .
- totaquina داروي ضد مالاريا مرکب از گنه گنه وترکيبات، ديگران.
- totaquine داروي ضد مالاريا مرکب از گنه گنه وترکيبات، ديگران.
- APC مخفف داروئي است مرکب از اسيد استيل ساليسيليک، فناستين و کافئين که بعنوان ضد درد و ضد تب بکار ميرود.