مزاج
معنی انگلیسی
caprice temper temperament
واژههای انگلیسی با این معنی
- temper مزاج، حالت، خو
- temperament مزاج، حالت، طبيعت
- irritable تند مزاج، تند، زود غضب
- spleeny اتش مزاج، تندخو.
- iracund آتش مزاج
- irascible آتشي مزاج، زود غصب، سودائي
- capricious دمدمي مزاج، بوالهوس، بي ثبات
- phlegmatic temperament مزاج بلغمي
- hot liver مزاج شهواني، طبع شير خشتي
- diathesis امادگي مزاج، استعدادمزاج
- cachectic دچاردائت مزاج، داراي مزاج فاسد
- atrabilious سودايي (مزاج)
- sanguine temperament مزاج خوني يا دموي
- light o love زن سبک مزاج و دمدمي، يکجور رنگ رقص
- taeniasis بدي مزاج بواسطه کرم کدو
- spitfire (آدم) آتش مزاج ياتند مزاج ياتندمزاج، (آدم) تندخو، آتش انداز
- airsick مبتلا بکسالت و بهم خوردگي مزاج در اثر پرواز.
- physique وجود، مزاج، سازمان بدن
- peevish زودرنج، تند مزاج، عبوس
- techy زود رنج، تند مزاج، ناراضي نما
- tetchy زودرنج، تند مزاج، ناراضي نما
- mettlesome با حر رات، آتش مزاج، سر کش
- choleric زودغضب، اتش مزاج، تندطبع
- d. constitution وجود نازک، ضعف مزاج